صفحه ی صد و سی و نهم

خرید بک لینک

هوالحق

دیروز وقت دکتر داشتم و باید میرفتم معاینه ی ماهانه.... جواب سونو و آزمایش غربالگری مو بردم دکترم ببینه.... شیافامو حذف کردم و مثل هر بار وزنم رو چک کرد.... ماه پیش 54 کیلو شده بودم نزدیک 4 کیلو توی دو ماه اضافه کرده بودم و این ماه 55 کیلو و 800 گرم شده بودم که دکترم راضی بود.... بهشون گفتم که دست و پا درد دارم که گفتن برات منیزیم تجویز میکنم که تا این ساعت نگرفتم منیزیم رو.... بقیه قرص و آمپولا م گفتن ادامه بده.... غربالگری دومم همراه سونو تعیین جنسیت نوشتن.... وقتی برگشتیم خونه شب شده بود... اشکان شام از بیرون خرید و منم که به شدت احساس مریضی داشتم شام خوردم و یه خرده آبلیمو با آب گرم و نمک درست کردم سرکشیدم....اما شب حالم خیلی بد شد و گلوم مثل چوب خشک شده بود و به شدت درد میکرد و اذیت بودم... 4 از خواب پریدم و اومدم برای خودم بخور بخار آب دادم.... و بینیم رو با ای نمک شستشو دادم....

و حدود 7 و نیم وقتی اشکان رفت خوابم برد.... ساعت 9 و نیم از خواب پریدم... اعصابم خرد بود....سر یه مساله ای

فرزانه صدام زد که با هم صبحانه بخوریم... منم سوپ رو بار گذاشتم و رفتم پایین صبحانه خوردیم... یه خرده حرف زدیم باران برد باشگاه منم برگشتم بالا که به کارام برسم... اما حالم واقعا خراب بود.... نهار هم فرزانه اومد بالا با هم سوپ خوردیم و ساعت حدود 3 بود که ار کی رفت دنبال کار خودش و منم دراز کشیدم.... اشکان دیر رسید.

پراکنده نوشت...

ما را در سایت پراکنده نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 84 تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 22:52

صفحه بندی